تبليغاتX
کاش میشد نوشت روی نسیم - می شود در یک شب مهتابی توی ایوان رو به ستاره ها شعر ی سرود

می شود در یک شب مهتابی توی ایوان رو به ستاره ها شعر ی سرود

 

"ای علی چهار چیز هدر می رود:خوردن بعد از سیری

روشن کردن چراغ در مهتاب(جایی که روشن است)

زراعت در زمینی که شوره زار است

و نیکی کردن به کسی که لایق آن نیست."

پیامبر اکرم(ص)

 

  " نبض شب "

 

شب امشب بیکران استی دگر آویختن در گیسوانش دست شیرین است

و در دامان پیشانی صبح آرام بنشستن

چه خوش آسوده شب گاهی

 و من را حالتی چون تار در دستان مردی سینه سرشار از غمی دیرین است

 چنان چون ساحلم آرام

 و کاش این خلوت ایمن بودی از افسون آن دریای سرشوریده کاش

 و این مستی نمی خوابید تا لرزیدن گلبرگ صبح

 شبی زیباست آری

 پریشانی خمارآلوده چشمانی نهانی تر

 دلم در گوشه امشب سخت میگیرد

 و خواهم دور گشتن از اتاق بیکسی ایوان وسعت ر ا

 تماشا دارد این گیسوی افشانده

 و پولکهای افتاده در آب حوض

 از اینجا کهکشان پیداست و منظومه پیداتر

 عروس حجله تاریک شب خورشید پیداتر

 و آب آیینه مهتاب پیداتر

 صفا اینجاست می بینی؟خدا اینجاست می بینی؟

 شب است اما شبی روشنتر از روشن 

و میخندد به من مهتاب و من

 از شرم سر می افکنم در آب

 چه من امشب زلالم

 و چه مهتاب دیدن دارد 

 

!! نوشته شده توسط بهرام احمدی | 17:12 | چهارشنبه سوم مرداد 1386 •