این اولین ترانه من است
سلام خوبای نازنینم
یه دنیا ممنون به خاطر قدم رنجه هاتون
از حرفاتون در مورد پست قبلی خیلی چیزا یاد گرفتم
در این پست میخوام دو تا از شعرای جدیدمو براتون بنویسم
امیدوارم این بار هم منو تنها نذارید
****
اول غزل
این غزل رو تقدیم میکنم به بهنام عزيزم
"معبد خیال"
در معبد خیال تو تندیس میشوم
من کیستم که اینقدر تقدیس میشوم؟
هر بار موسم سفر نزدیک میشود
غرق نگاه چشم های خیس میشوم
تا بشکنم سکوت مجلس لب گشوده ام
در وصف دوست که اسیر هیس میشوم
حرف وفا مزن که در مدرسه وفا
من در کلاسمان همیشه بیس میشوم
پشت سرت می آیم و می بینمت هنوز
بی تابم و اسیر تاب گیس میشوم
****
و حالا ترانه
این اولین ترانه من است
دیشب سروده ام
مزمزه(زمزمه) کنید ببینید مزه اش چه طوره
"آخرین نگاه"
هنوز آخرین نگاهت توی خاطر منه
خودتم اینو میدونی از تو دلگیرم هنوز
دلمو شکستی رفتی بر نگشتی عزیزم
خودتم اینو میدونی بی تو می میرم هنوز
گله دارم از تویی که با نامهربونی رفتی
اولش زمینی بودی ولی آسمونی رفتی
حالا دیگه دل من تنگ نمیشه برای تو
دیگه این دل نمیمونه همیشه برای تو
تو منو دوسم نداشتی همهء حرفات دروغ بود
عاشقت بودم هنوزم هستم و بازم می مونم
برو خوشبخت بشی اما یه دلو شکستی رفتی
دل عاشقو شکستن خیلی آسونه می دونم(*)
هنوز آخرین نگاهت توی خاطر منه
خودتم اینو میدونی از تو دلگیرم هنوز
دلمو شکستی رفتی بر نگشتی عزیزم
خودتم اینو میدونی بی تو می میرم هنوز
*****
*=این بند رو با راهنمایی استادانه داش بهنام تغییر دادم
اینم وبلاگ بهنام جونم بهش سر بزنید
http://www.behnamyalanche.blogfa.com
و وبلاگ دوست عزیزم ترانه سرای جوان اصفهانی مهدی لاری
که به تازگی به جمع ما پیوسته
پیشنهاد میکنم حتما برید ترانه هاشو زمزمه کنید
http://www.mehdilari.blogfa.com
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 12:27 توسط بهرام احمدی
|

|