شب های امتحان شاعرتر میشوم
سلام دوستای خوبم در این پست یکی از آخرین شعرهامو تقدیمتون میکنم
امیدوارم خوشتون بیاد و مثل همیشه منو تنها نذارید
"منقل اندوه"
هروقت میبینم تو را بی خویش میشوم
مثل هوای صبح گرگ و میش میشوم
درصفحه شطرنج حسنت شاه عاشقان
حالا منم که بارخ تو کیش میشوم
بختم ببین که درقمارعشق وعاشقی
تا تاس بازی ام همیشه شیش میشوم
تو مثل گل درباغچه پرشهدمیشوی
من مثل زنبورعسل پر نیش میشوم
افتاده ام در منقل اندوه روزگار
خاکسترم فوتم نکن آتیش میشوم
در شهر میبینم همه باهم شبیه هم
بیتاب من دارم شبیه خویش میشوم
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:45 توسط بهرام احمدی
|

|